از هر دری سخنی
درباره وبلاگ


به وبلاگ من خوش آمدید

پيوندها
کیت اگزوز
زنون قوی
چراغ لیزری دوچرخه

تبادل لینک هوشمند
برای تبادل لینک  ابتدا ما را با عنوان از هر دری سخنی و آدرس ghahreman.LoxBlog.ir لینک نمایید سپس مشخصات لینک خود را در زیر نوشته . در صورت وجود لینک ما در سایت شما لینکتان به طور خودکار در سایت ما قرار میگیرد.









ورود اعضا:

نام :
وب :
پیام :
2+2=:
(Refresh)

<-PollName->

<-PollItems->

خبرنامه وب سایت:





آمار وب سایت:  

بازدید امروز : 1
بازدید دیروز : 0
بازدید هفته : 1
بازدید ماه : 1
بازدید کل : 11322
تعداد مطالب : 17
تعداد نظرات : 4
تعداد آنلاین : 1



Alternative content


<-PollName->

<-PollItems->

نويسندگان
رضا

آخرین مطالب
<-PostTitle->


 
چهار شنبه 11 خرداد 1390برچسب:, :: 22:13 :: نويسنده : رضا


*اتللو و دزدمونا (عشاق درام ويليام شكسپير)
* امير ارسلان و فرخ لقا (عشاق قديمي افسانه‌هاي فولكوريك ايران)
* بهرام و گل اندام (عشاق قديمي افسانه هاي فولكوريك ايران)
* بيژن و منيژه (عشاق شاهنامه فردوسي)
* پل و يرژيني (عشاق رمان تاريخي برناردن دوسن پير)
* خسرو و شيرين (در داستاني از نظامي گنجوي)
* رابعه و بكتاش (از افسانه هاي اعراب)
* رومئو و ژوليت (عشاق درام شكسپير)
* زال و رودابه (از شاهنامه فردوسي)
* زهره و منوچهر (از ديوان ايرج ميرزا)
* سامسون و دليله (از داستان‌هاي تورات)
* سلامان و ابسال (از جامي)
* سليمان و ملكه صبا (از داستان‌هاي تورات)
* شيرين و فرهاد (از وحشي بافقي)
* ليلي و مجنون
* مادام پمپادور و لويي شانزدهم پادشاه فرانسه
* ناپلئون و ژوزفين
* نورجهان (ايراني) و جهانگير (هندي)
* وامق و عذرا (در داستاني از عنصري)
* ويس و رامين (از فخرالدين اسد گرگاني)
* هماي و همايون (از خواجوي كرماني)
* يوسف و زليخا (از جامي و آذر بيگدلي)

 
پنج شنبه 19 اسفند 1389برچسب:, :: 18:40 :: نويسنده : رضا

 

 *اين روزها " به مرگ طبيعي مردن " هم غير طبيعي شده است

* در دلش خانه داشتم، اما نشاني خانه ام را نمي دانست

* به ساعت نگو كي قرار داري، از حسودي خوابش مي بره

* نمايشگاهي از نقاشي هايش را نگاه مي كرد؛
پير مرد تابلو صدايش كرد: استاد، تو چقدر پير شدي...!

ُ* كسي كه از زندگي زيادي جلو مي زند به مرگ هم زيادي نزديك مي شود

* محبت لغت نامه عشق است...

* آنقدر در چشمانش نااميدي موج مي زد كه ساحل دلم پر غم شد

* براي آن كه در وقتش صرفه جويي كند، ساعتش را خاموش مي كند

* آن قدر دير به حرف هايم رسيد كه پليس جريمه اش كرد

* بعضي كارگاه شكلات سازي مي زنند، بعضي هم كارخانه مشكلات سازي...

* هنوز هم هر شب خواب مي بينم كه از خواب بيدار شده ايم

* بس كه تنها بود سايه اش هم تنهايش گذاشت

* گذشتم از گذشتم...

* چون رديفش بيست بود، هميشه ته ليست بود

* پاييز است و از مهر مي گذرم و پيش رويم بي مهري است

* عروس دريايي مي پرسد: اشك كدام عاشق آب دريا را چنين شور كرد...؟!

* يكي پول خرج ميكند كه برود دربند، يكي هم پول خرج مي كند كه نرود دربند

* چشمانش از شوق ديدار پر از اشك بود، آسمان خدا هم باريد
شوق ديدار لرزه بر اندامش انداخته بود كه زمين خدا هم لرزيد...

* يك پايش شكسته بود و تكيه به جايي نداشت، دلخوشي اش اين بود كه صندلي شاعر شده است...

* فرياد مي زد: تخته جمشي پانصد تومان...!

* براي اينكه حرفام براش عادي نباشه، با پست سفارشي فرستادمشون

* بعضي در 40 سالگي عاقل مي شوند و بعضي غافل

* بذار حيات خلوت دلم پشت بوم دل تو باشه...

* بس كه آجيل مشكل گشا گرون شده در خريدنش دچار مشكل شدم...

* مشكل بعضي ها در اين است كه مشكلي ندارند...

* بعضي براي كار زندگي مي كنند و بعضي ها هم براي زندگي كار

* بس كه آينه دلش كثيف بود، حرف دلم را نمي ديد...

 

صفحه قبل 1 صفحه بعد